محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

331

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

قطع الرياضة لهذا قرشى مىنويسد كه حدوث عرق از رياضت دو گونه است : يكى آن كه رطوبات اصلى كه قريب به جلداند از حرارت مستفاده بگدازند و سيلان كنند و گذشت كه اين عرق در ابتداى رياضت مىشود و به سبب آن قطع رياضت نتوان كرد . دوم آن كه باطن بدن به واسطهء حرارت حركت قويه گرم شود و رطوبات ضروريهء عضو متبخر شوند و چون به جلد رسند مستحيل به عرق گردند و سيلان نمايند . و علت استحالهء بخارات به رطوبات بعد رسيدن به جلد تكاثف جلد است از برد خارجى ، چه ، معلوم است كه از رياضت مفرط باطن گرم مىشود و ظاهر سرد . و نشان اين عرق كه به مجرد ظهور وى قطع رياضت واجب مىگردد آن است كه بعد سيلان عرق و پس از تعب كثير آيد و ظهور اعيا و كلال لازمهء آن است و در اين چنين وقت اجتناب از تعب ضرور ، تا رطوبات ضروريه به تحليل نروند و جفاف عارض نشود و به ذبول نه‌انجامد . و بنا بر همين احتياط ، اطبا امر كرده‌اند به تدهين بعد رياضت تا اعضا را نرم كند و به ترطيب تدارك جفاف حاصل نمايد . و ايضا اگر ماده قليل در قرب جلد مانده باشد به سبب دَلك متحلل گرداند . انتباه [ شرط رياضت به سبب آفت رسيده و ضعيف ] هرگاه در عضوى آفتى بود و ضعفى باشد و مع ذلك رياضت لازم آيد بايد كه به نهجى رياضت نمايند كه اذيتى بر آن عضو نرسد و به تبع حركت اعضاى ديگر نفع رياضت به اين محل نيز و اصل گردد ، مثلا كسى را كه در پا دوالى دارد بايد كه رياضت به نهجى كند كه پاى را جنبش كثير نيفتد و كذلك مراعات هر عضو ضعيف اليم كه حركت وى را روا نباشد در رياضت واجب است . و بدانند كه رياضت ابدان ضعيف بايد كه ضعيف باشد و رياضت ابدان قوى بهر آن كه حصول منفعت رياضت وابسته بر همين است . و چون عادت در هر امر دخل تمام دارد افراط عرق و شدت رياضت نيز حسب آن مختلف الاحوال مىباشد ، رياضتى كه مصارعان مىكنند و با وجود كثرت عرق ايذائى نمىيابند بل قوىتر و فربه‌تر مىگردند اين رياضت در حق آنان مفرط نيست و ضرر ندارد كما لا يخفى . و افراط عرق به دستور موجب انقطاع رياضت نمىتواند شد ، زيرا كه در فربهان رطوبت فضلى قريب به جلد بيشتر مىباشد و بنا بر اعتياد سخونت در باطن آنها آنقدر اثر نمىكند كه رطوبات ضروريه متبخّر شده به عرق مندفع گردند ، مگر آنگاه كه از آن عادت يكبارگى افراطى نمايند كه وى خالى از ضرر نيست . و از آن كه قبل رياضت و بعد آن دَلك لازم است احكام دلك عليحدّه ذكر مىكند . و أما الدَلك فينقسم إلى صلب فيشدّ اما ماليدن اعضا منقسم مىشود به سوى ماليدن سخت شديد الغمز و اين چنين دلك استوار مىكند عضو را بنا بر تحليل مفرط رطوبات مرخيه و إلى لَيِّن فيُرخي و به سوى ماليدنى نرم و اينچنين دلك سست مىكند عضو را بنا بر انجذاب و انصباب رطوبات عضو مدلوك ، چه ، دلك مذكور متخلخل مىسازد سطح ظاهر را و ضعيف مىكند مسامات آن را و رطوبات سائل ميگرداند بىاحداث تحليل . و إلى كثير فيُهزّل و به سوى ماليدن بسيار ، يعنى مدت دَلك طويل باشد و اين ماليدن لاغر مىكند بدن را بنا بر كثرت تحليل كه واجب مىكند طول